زندگی یعنی عشق یعنی فرو رفتن در ابی که نمی دانی عمق ان چه قدر است
من از پشت دیوار های شب گریخته ام
تا پوست خویش را لمس کنم
من از پشت لحظات انتظار گریخته ام
تا دیدن او را باور کنم
اما اما
نمی دانستم
در پشت این دیوارهای بلند
و پشت این دقایق
سیاهی
فریاد می کشد
+
نوشته شده در سه شنبه 1386/06/27ساعت 2:25 AM توسط نگار
|
از بس که اسمان دلم ابریست تمام خاطراتم نمناک شده است نمی دانم چرا؟ دریا را هم کم دیدم به به یاد تو افتادم روی ماسه های ساحل نوشتم اگه طاقت شنیدن داری من شهامت گفتن دارم و دوباره به دریا نگاه کردم با زگشتم واین بار روی ماسه ها نوشتم دوستت دارم