|
زندگی یعنی عشق یعنی فرو رفتن در ابی که نمی دانی عمق ان چه قدر است
|
دیروز به یاد تو و اون عشق غم انگیز دوباره پیراهن سبزم رو پوشیدم و . . . تو آینه به صورت خودم خیره شدم . . . بند سرو رو باز کردم . . . موهام رو شونه هام ریخته شدن . . . سرمه ای به چشمام کشیدم . . . راستی خیلی شکستم . . . حیف تو نیست که باز به چشم های سیاهم خیره بشی و عکس خودت رو بر رخسارم ببینی . . . این موهای پریشون به چه دردی می خوره؟ راستی . . . اینم می دونی دیگه از عشق و امید بیم دارم ؟ یه روز دیگه هم بی تو گذشت . . . خدا رو شکر می کنم که نمی ذاره بترسم از شروع و ادامه روزها . . . از پشت میله های سرد و تیره خاک نگاه حسرت بار توست . . . متوجه می شی ؟ . . . نیازم رو می بینی؟ . . . بدون تو انتهای این جاده می رسه به خواب دریا . . . یادته . . . گفتم خدا نگهدار . . . که می میره بی تو رویا ها؟ . . .