تبليغاتX
عشقکده
زندگی یعنی عشق یعنی فرو رفتن در ابی که نمی دانی عمق ان چه قدر است

یادته گفته بودی قسمت کفترا مردنه؟ قسمت ساقه ها شکستنه؟ عشق قناری از دل خوندنه؟ انتهای جاده مثل یه کلاف سرگردون بودنه؟ اتفاق یه حادثه است؟ رسم زمونه بعضی وقتا همینه که هست؟ یادته؟؟؟

یادته گفتی اینقدر کوچیکیم که کوزخ های خالی غسلمون می دن؟ . . . یادته گفتی تو دریای دلت یه ماهی هست و هیچ کس نمی تونه توش ماهی بگیره؟ با این حرفت . . .موجها به احترامت با ساحل مدارا کردن . . .خوبیهات تا اخر دنیا یادم نمی ره؟ . . . امشب تمام پرده ها رو کشیدم می خوام بشینم و یه دل سیر گریه کنم . . . کاش احساس منم خواب بود . . . کاش روزی که برای همیشه چشمانت را از من دریغ کردی و زیر خروارها خاک رفتی بدونی که یه روز تو رو تو جهنم می بینم تو به جرم اینکه قلب منو دزدیدی و من به جرم اینکه خدا رو ول کردم و تو رو می پرستیدم هزاران بار قسم خوردم که نامی از تو نیارم ولی چه کار کنم . . . اون قسم هم با نام تو بوده.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/07ساعت 6:31 PM  توسط نگار  |